الفيض الكاشاني
35
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )
تمايلات اباحى صوفيّه بر حذر مىداشت ، آشكارا نوشته و تصريح نموده است كه مخالفت او با صوفيان چرخ زن و سماعگر و . . . اى است كه از « طريقهء صوفيان عظام كه حاميان دين مبين بودند » دورست و با آن مباين . 37 آشنايان به تاريخ اسلام ، مىدانند كه نزاع ديرين عالمان دين با صوفيان لزوما بر انكار عرفان و عرفانگرائى و جوهرههاى منش صوفيانه متّكى نبوده ، بلكه عمدتا بىبندوبارى و بدعت آورى صوفيان كژروش را آماج حمله و انتقاد مىساخته است . 38 ابن جوزى حنبلى ، منتقد بىپرواى تصوّف و صوفيان ، خود كتابهاى منفرد و مستقلّى در مناقب عرفاى بزرگ - البتّه از نظر او - ، چون ابراهيم ادهم ، بشر حافى ، رابعه ، سفيان ثورى و فضيل بن عياض ، تأليف كرده است . بدينسان بايد در نظر او تمايزى ميان صوفيان - كه آن همه از تلبيس ابليس بر ايشان سخن مىگويد - و عارفان راستين ، وجود داشته باشد . 39 او در تلبيس ابليس اين گروه اخير را « زهّاد » مىنامد و روشمندانه به تفاوت باريك و مهمّ « زهد » و « تصوّف » ، به عنوان دو مقولهء جداگانه ، اشارت مىدارد . 40 گزارشهاى نه چندان اندك مورّخان و تذكرهنويسان از رواج كار « صوفيان بىشرع » در عهد صفوى ، توضيحى روشن دربارهء موضعگيرى سرسختانهء علماى دين نسبت به صوفيان ، در بردارد . 41 در آن روزگار ، نه تنها در ميان برخى عوام غفلت زده كه زىّ تصوّف را گريزگاهى از قانون شريعت و مجالى براى لااباليگرى يافته بودند ، كه در ميان خواصّ صوفيان و نامداران ايشان هم ، فروگذارى ادب شرعى به چشم مىخورد . نمونه را ، دربارهء شيخزادهء لاهيجى ، فرزند و جانشين شيخ محمّد لاهيجى ، از مشايخ نوربخشى و شيخ خانقاه نوريّه ، نوشتهاند كه « به جاى استغراق در عوالم ارشاد و سلوك ، به مصاحبت امرا و اعيان توجّه داشت » و به گفتهء سام ميرزا در تحفهء سامى غالبا در مصاحبت نجم ثانى بود و « از عنايت به شرب مدام ، فرق ميان صبح و شام نمىكرد » . 42 ملّا محمّد طاهر قمى - كه از مخالفان صوفيان و فيلسوفان بود - چكامهاى در ريشخند